حی علی البکاء...

خرید بک لینک
قلمتان بی نظیر است . شیوه ی شما در نگارش ، طرحی نو و ایده ای بدیع در نویسندگی عصر معاصر ، پیش روی آیندگان گذاشته است . صفحات کتاب شما ، آدم را به ژرفای عمیقی می کشاند که تا وقتی کتاب به انتها نرسیده ، خواننده قادر نخواهد بود خود را از عمق این ژرفا بیرون بکشد . من تمام آثار شما را با دقت و موشکافی رصد کردم باید بگویم شما جز برجسته ترین های نگارش در عصر حاضر هستید باید به شما آفرین گفت . جملات بالا تنها بخشی از تحسین هایی بود که نویسنده ، بعد از نگارش و انتشار هر یک از آثارش دریافت می کرد . باید اعتراف کرد که شنیدن این جملات تحسین برانگیز از زبان اربابان نقد کتاب ، چنان حلاوتی را در او ایجاد می کرد که شاید وصفش به نگارش کار سختی باشد . شاید مثل کودکی که هفته ها تمام پول توی جیبی اش را جمع می ک حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

تا اینجا الحمدلله و به یاری حضرت رضا موارد تربیتی مربوط به هفت سال نخست زندگی بچه ها خدمت شما اساتید و بزرگواران ارایه شد . هر چند مباحث خیلی بیشتر از آن چیزی است که نگاشته شد لاکن به دلیل علاقه و خواست بعضی از دوستان بهتر دیدم که وارد مرحله نوجوانی شده و به حول و قوه الهی مروری بر مشکلات و مسائل تربیتی خاص این دوران داشته باشیم . عزیزانی که هنوز پیرامون هفت سال ابتدایی زندگی بچه ها با سوال مواجه هستند ان شاالله همچنان در خدمت خواهم بود . و اما بعد ... دوران نوجوانی یکی از حساس ترین و خاص ترین مراحل زندگی ماست . برخورد با نوجوان تکنیک خاصی را می طلبد . در این دوره نوجوان به حرکات و رفتارهای منطقی نیاز دارد و گمان می کند که می شود همه چیز را با رفاقت و صمیمت و دوستی حل کرد . دقیقا به همین د حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نوجوانی, نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

برای شب مهمان داشت . کلی کار روی هم انباشه شده بود. آنقدر که حتی از فکر کردن به آن هم پشتش می لرزید . نگاهی به لیست بلند و بالای خرید انداخت . روسری اش را مرتب کرد و راه افتاد . تا آمدن دخترش از پیش دبستانی، هنوز چند ساعتی وقت داشت . شاید این تنها نقطه دلگرمی اش بود . خریدها را یک به یک انجام داد . آخرین مغازه و آخرین خریدها را هم انجام داد . درست موقع پرداخت پول ، چشمش به سی دی هایی افتاد که روی پیشخوان خودنمایی می کرد . فکری مثل برق در ذهنش جا گرفت . یه سی دی کارتون بخرم تا سر دخترکم گرم تماشای سی دی شود و من هم آسوده به کارهایم برسم. سی دی ها را یکی یکی نگاه کرد. دخترش عاشق کارتون باب اسفنجی بود . همه زندگی کودکانه اش شده بود باب اسفنجی . دفتر باب اسفنجی ، مداد و پاک کن باب اسفنجی ، عروس حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

اگر به خاطر شریف تان باشد در پستی که در گذشته خدمتتان ارایه شد ، درباره درون گرا و برون گرا بودن افراد و همچنین خصوصیات و ویژگی مربوط به هریک صحبت شد . همچنین گفته شد که هر یک از افراد با توجه به این خصوصیت ذاتی می توانند وارد چه رشته ی تحصیلی و دانشگاهی شوند . امروز بنا به خواست یکی از دوستان خواننده این وبلاگ ، بنا را بر ادامه این بحث گذاشتیم . لازم به ذکر است این مبحث برای والدینی که فرزند نوجوان دارند یا نوجوانهایی که قصد انتخاب رشته یا حتی شغل آینده شان را دارند بسیار لازم و ضروری است . از آنجاییکه این مبحث یکی از اصلی ترین دغدغه های والدین و نوجوانان است مطالعه و حتی یادداشت برداری از آن را توصیه می کنم . خلاصه مباحث مربوط به درون گرایی و برون گرایی : - عموما" بچه های فرد (فرزندان اول حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نوجوانی, نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

باورم نمی شود که داری تمام می شوی .!! باورم نمی شود که آمده ای و حالا داری رخت می بندی و می روی . آمدنت کمرم را شکست و رفتنت قطعه ای از وجودم را با خود خواهد برد . من به امید زنده ام . به امید سال بعد که دوباره خواهی آمد و جای خالی من کنج حسینه ی موج الحسین پیدا باشد . آن وقت دلم آرام می گیرد از شنیدن این رنج بی حساب و از این سینه ی کباب... دلم آرام می گیرد از اندوه زینب بی حسین و حسین بی عباس .... دلم آرام می گیرد از قصه ی دشتی که پر از پاره های تن علی بود .... دلم آرام می گیرد از غصه ی پاهای پرآبله و دستان نیازی که تا نیزه ها بالا رفته بود ... دلم آرام می گیرد از شرح بازار شام و مجلس شراب ..... دلم آرام می گیرد از خرابه شام و قبرستان یهودی ها ... دلم آرام می گیرد از این جهل های خود خواسته حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

کفن را , به سفارش و تاکید خودم , از نجف برایم آورد. جوشن کبیری که با تربت بر آن نوشته شده جلوه ی خاصی دارد. کنارش آیت الکرسی را نوشتم. از وقتی یادم می آید خط خوبی داشتم. چقدر این آیت الکرسی را خوش خط نوشتم.... حاشیه ی کفن , اقرار کردم به وحدانیت خدا و نبوت نبی خاتم و ولایت امیر المومنین... علی... بالای کفنم را به نام نامی فرزندان فاطمه , زینت دادم. نوبتی هم که باشد , نوبت به امضای رضایت ۴۰مومنی است که مرا می شناسند. اولین امضا را خودش برایم زد. چشمهایش پر از اشک بود . دستش می لرزید . واضح بود که کلمات را گم کرده است. هر چه که بود , امضا کرد. امضاهای بعدی و بعدی مانده است. کار سختی است. اما باید اسباب سفر را ببندم. باید آماده شوم. راه درازی در پیش است... به خودم گفتم... گیرم امضای سی و نه ن حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

ترک های ریز و درشت سقف از یک طرف و رنگ پریدگی ، دیوارهای خانه از طرف دیگر، بالاخره زن را راضی کرد که در برابر اصرارهای همسرش درباره نقاشی و بنایی خانه ، کوتاه بیاید . زن ها همیشه از درهم ریختگی و آشفتگی خانه و به هم خوردن نظم زندگی فرار می کنند . برای همین است که اغلب از نقاشی و بنایی بیزارند . گاهی ترجیح می دهند کلا" اسباب کشی کنند و از یک خانه به خانه دیگر بروند و رنج بستن و باز کردن اثاث منزل را به جان بخرند اما بنایی و نقاشی نداشته باشند . اما چاره نیست . گاهی باید به چیزهایی تن داد که ازشان فراری هستی . هوا نم نمک سرد شده بود . مدرسه ها باز شده بودند و بچه ها راهی مدرسه می شدند و این خود دلیل روی دلیل بود که زن را از این بنایی بی موقع می ترساند . استاد نقاش ، پیرمرد باصفا و مهربانی بود حی علی البکاء......

ما را در سایت حی علی البکاء... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 18:42

صفحه بندی